درسنامه آموزشی تاریخ (2) کلاس یازدهم انسانی
درس 8: اسلام در ایران؛ زمینههای ظهور تمدن ایرانی- اسلامی
حملۀ عربهای مسلمان به ایران که منجر به سقوط ساسانیان و آغاز دوران اسلامی شد، رویدادی مهم و سرنوشتساز در تاریخ کشور ما به شمار میرود. شما در این درس با استفاده از شواهد و مدارک، چگونگی فتح ایران توسط اعراب مسلمان و علل و آثار مهمترین تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را که در دو سدۀ نخست هجری در کشور ما به وقوع پیوست و زمینههای شکلگیری تمدن اسلامی ایرانی را فراهم آورد، بررسی خواهید کرد.
فتح ایران
فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحه 80 کتاب درسی)
مورخان در یک تقسیمبندی معروف، تاریخ ایران را به دو دورۀ باستان و اسلامی تقسیم کردهاند.
الف) به نظر شما مبنای این تقسیمبندی چیست؟ ورود اسلام به ایران و سقوط دولتهای ایران باستان
ب) با همفکری، چند ویژگی مشترک و متفاوت جامعۀ ایران را در این دوره به یاد بیاورید. توحیدمحوری، عدالتخواهی و ظلمستیزی، صلحدوستی، رأفت و اخوت و تکریم شخصیت انسانی، با هویت ملی ایرانیان نزدیکی و همخوانی داشت.
ساسانیان و اعراب
در دوران باستان، قبایل بیابانگردِ عرب که در مجاورت مرزهای جنوب و جنوب غربی فلات ایران میزیستند، مکرر به شهرها و آبادیهای مرزی میهن ما هجوم میآوردند و پس از غارت آنها به درون بیابانهای شبهجزیرهٔ عربستان عقبنشینی میکردند. به همین دلیل، حکومت ساسانیان، علاوه بر زنجیرهای از پادگان - شهرها که در مرزهای جنوب غربی قلمرو خود ایجاد کرده بود، دولت دست نشاندهای از طایفهٔ عربِ آلمُنذِر (لَخمیان) را در حیره بر سر کار آورد تا در برابر یورش اعراب بَدَوی از مرزهای ایران دفاع کند. در جنوب، غیر از بحرین و عمان که جزء سرزمین اصلی ایران بودند و مرزبانان ایرانی بر آنجا حکومت میکردند، یمن نیز از زمان پادشاهی خسرو انوشیروان به تصرف ساسانیان درآمد.
اوضاع ایران در آستانۀ حملۀ اعراب
همزمان با ظهور اسلام، وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران چندان مناسب نبود؛ زیرا حکومت 400 سالهٔ ساسانی از یک سو، بر اثر جنگهای طولانی و پرخرج با روم در غرب، و نبردهای پیدرپی با اقوام بیابانگرد در مرزهای شرقی و از سوی دیگر به سبب اختلاف و نزاع بزرگان و اشراف، دچار فرسودگی و ضعف شده بود؛ به گونهای که پس از خسروپرویز در مدت کوتاهی بیش از ده تن به تخت شاهی نشستند.
اوضاع اجتماعی نیز به دلیل جدایی و فاصلهٔ طبقات جامعهٔ ایران از یکدیگر، اختلافات مذهبی و سرکوب مخالفانِ دین رسمی، تنگنظری موبدان و دخالت آنها در امور مختلف کشور، آشفته بود. علاوه بر آن، شیوع بیماری مرگبار طاعون و طغیان شدید رودهای دجله و فرات که بندها و سدها را شکست و خسارت فراوانی به زمینهای حاصلخیز آسورستان (بینالنهرین/ سَواد/ عراق) زد، ضربهٔ سنگینی به اقتصاد ساسانیان وارد آورد.
حادثهٔ تأثیرگذار دیگری که در این اوضاع و احوال رخ داد، از میان برداشتن دولت آلمنذر (لخمیان) توسط خسروپرویز بود. اندکی پس از این ماجرا، دستهای از سپاهیان ساسانی، از قبیلههای عرب مجاور مرزهای ایران شکست خوردند. بر اثر این واقعه، عظمت قدرت ساسانیان در چشم اعراب فرو ریخت و باعث تشویق و تحریک بیشتر آنان برای هجوم به کاروانها و آبادیهای مرزی ایران شد.
نخستین برخوردهای مسلمانان با ایرانیان
مطابق برخی روایتها، خسروپرویز از جمله فرمانروایانی بود که توسط حضرت محمد (ص) به اسلام دعوت شد، اما دعوت پیامبر را نپذیرفت و به باذان، حاکم ایرانی یمن امر کرد که به حجاز رود و آن حضرت را دستگیر و روانهٔ تیسفون کند. البته برخی از مورخان در درستی این روایت تردید دارند. به هر حال، چون پیامبر خبر کشته شدن خسرو را به باذان داد، او به همراه دیگر ایرانیان یمن اسلام آورد. اینان پس از سلمان فارسی، نخستین گروه ایرانیانی بودند که مسلمان شدند. آنان در خلال شورشهایی که پس از رحلت رسول خدا در شبهجزیره عربستان به وجود آمد، ایمان خود را نسبت به اسلام نشان دادند و با تمام وجود در برابر از دینبرگشتگان و پیامبران دروغین جنگیدند.
علاوه بر یمن، در زمان پیامبر، اسلام به بحرین و عمان نیز راه یافت. مرزبانهای ساسانیِ این دو منطقه در مقابل سپاهیان مسلمان تاب مقاومت نیاوردند و زرتشتیان ساکن بحرین به اطاعت مسلمانان و پرداخت جزیه گردن نهادند.
کاوش خارج از کلاس (صفحه 81 کتاب درسی)
با رجوع به منابعی که دبیر معرفی میکند دربارۀ سلمان فارسی تحقیق کنید و به پرسشهای زیر دربارۀ او پاسخ کتبی دهید:
الف) با چه انگیزه و هدفی و چگونه به مدینه رفت و مسلمان شد؟ سلمان در سال اول هجری و به روایتی در ماه جمادی الاول اسلام آورد. او از آخرین راهبی که با او ملازمت داشت، شنیده بود که نشانههای پیامبر (ص) سه چیز است: 1- صدقه نمیخورد 2- هدیه را میپذیرد 3- بین دو کتفش خاتم نبوت وجود دارد.
وی همراه با کاروانی به سمت سرزمین عرب حرکت کرد، اما اهل کاروان در وادی القری به سلمان ظلم کرده، با تصاحب اموالش، او را به عنوان برده به فردی یهودی فروختند. آن یهودی نیز سلمان را به یهودی دیگری از بنیقریظه فروخت و سلمان با او به مدینه رفت و در نخلستانش به کار گرفته شد.
با گذشت اتفاقاتی، پیامبر سلمان را خریداری کرد و او مسلمان شد و همراه پیامبر در جنگ ها شرکت کرد.
ب) چه خدماتی به اسلام در مدینه کرد؟ سلمان فارسی در جنگهای صدر اسلام شرکت داشت و پس از غزوه خندق هیچ جنگی از او فوت نشد. پس از رحلت رسول خدا او فرماندار مدائن شد. مطابق نقل یاقوت حموی، نویسنده معجم البلدان، پس از فتح اصفهان به دست مسلمانان، سلمان به آنجا رفت و مسجدی را در زادگاهش بنا نمود. اکنون نیز در منطقه جی اصفهان بقایای مسجدی کهن وجود دارد.
پ) در جریان فتح ایران چه مأموریتی را به عهده گرفت؟ سلمان فارسی در فتح مداین نقش ویژهای داشت. هنگامی که مسلمانان وارد مداین شدند و قصرها را یک به یک میگشودند، نگهبانان یکی از قصرها در برابرشان مقاومت کردند. در این کاخ سرداران چابک و نیرومندی بودند که نمیخواستند به سادگی تسلیم شوند.
سلمان نزد آنان رفت و به زبان پارسی خطاب به ایشان گفت: انسان تا زمانی با جان و مال خویش میجنگد که رهایی یابد؛ در حالی که برای شما نجاتی نمیبینم؛ زیرا کسرا در مقابل ارتش اسلام عقبنشینی کرده و متواری شده است و بر مقر حکومتش دست یافتهاند؛ چنانکه سربازی از او در مداین باقی نمانده است. ایسته است با دست خود، خویشتن را به هلاک نیافکنید و تسلیم شوید.
آنان از این سخن سلمان خشمگین شده، به سویش تیراندازی کردند. آنگاه از او پرسیدند: تو که هستی؟! او ماجرای زندگی خویش و چگونگی آشنایی با رسول اکرم (ص) را برایشان بازگو کرد و از کرامتهای اخلاقی و فضایل آن حضرت سخنها گفت. ایرانیان تسلیم گردیدند و دروازههای قصر را گشودند و از آن خارج شدند.
حملۀ اعراب مسلمان به ایران
در شرایطی که دربار ساسانی دچار اختلاف و آشفتگی بود، اعراب مسلمان، در اواخر دوران خلافت ابوبکر، به منطقهٔ سواد حمله کردند و تعدادی از آبادیها و شهرهای آن منطقه را به جنگ و یا صلح گشودند، اما حملات جدّی آنان به ایران در زمان خلافت عُمر بن خَطاب صورت گرفت. در آن زمان، پس از سالها اختلاف و نزاع در دربار ساسانی، یزدگرد سوم بر تخت نشست؛ امور کشور کمی سامان یافت و سپاه ایران با شکست مسلمانان در جنگ جِسر یا پل (13 ق) بیشتر متصرفات آنان را پس گرفت. عُمر، خلیفهٔ دوم، جنگاوران تازهنفسی را که از انگیزه معنوی و مادی بالایی برای جنگیدن برخوردار بودند، روانهٔ ایران کرد.
فعالیت 1: بررسی شواهد و مدارک (صفحه 82 کتاب درسی)
متن زیر را بخوانید و برداشت و تحلیل خود را از آن بیان کنید.
ساکنان برخی شهرها و مناطق ایران مانند همدان، ری، فارس و به خصوص شهر استخر که خاستگاه خاندان ساسانی بود، بارها بر اعراب شوریدند، اما از آن جایی که میان این شورشها هماهنگی وجود نداشت، اعراب موفق به سرکوب آنها شدند.
از یک سو عدم اتحاد و بیانگیزگی و پایین بودن روحیه ایرانیان در مقابل اعراب مسلمان را نشان میدهد به گونهای که در برخی شهرها، ایرانیان خودشان با کمک اعراب، فرمانروایان ظالم و ناتوان خود را به زیر کشیدند؛ ساسانیان در جنگهای قادسیه و نهروان خیلی ضعیف ظاهر شده و حتی سران نظامی و شهری یزدگرد هم او را تنها گذاشتند. از سوی دیگر این وقایع بیانگر قدرت ایمان و روحیهی جنگجویی اعراب است که برای رسیدن به اهداف خود، توانستند قدرت نظامی ایرانیان از بین ببرند. در این وقایع نقش ایدئولوژی اسلامی در انرژی بخشی به اعراب پررنگ میباشد.
مُثنی بن حارثه، رئیس یکی از قبیلههای عرب که در حمله به مرزهای ایران خیلی فعال بود، گفت: «در جاهلیت و اسلام با عرب و عجم جنگ کردم. به خدا سوگند که به روزگار جاهلیت یکصد عجم پر توانتر از هزار عرب بود و اکنون یک صد عرب پر توانتر از هزار عجم است». (طبری، تاریخ طبری، ج 4، ص 1617)
اعراب مسلمان نخست در قادسیه سپاه ایران را به سختی شکست دادند (14 ق) و تیسفون پایتخت پرآوازهٔ ساسانیان را پس از مدتی محاصره، تسخیر کردند (16 ق).
از عوامل شکست قادسیه، میتوان به اختلافهای داخلی ایرانیان، ناامیدی رستم فرخزاد (فرمانده سپاه ساسانی) از پیروزی و همکاری برخی دهقانان و قبیلههای عرب ساکن سواد با مسلمانان اشاره کرد. ضمن آنکه خبر پیروزی خیرهکنندهٔ اعراب مسلمان بر رومیان در شام، موجب تقویت روحیه و انگیزهٔ جنگاوران عرب در قادسیه شد.
پس از سقوط تیسفون، بقایای ارتش ساسانی در جَلولا گرد هم آمدند و با مهاجمان جنگیدند، اما شکست خوردند و بسیاری از آنان کشته شدند (16 ق).
بحث و گفتوگو (صفحه 83 کتاب درسی)
به دنبال پیروزی اعراب مسلمان در جنگهای قادسیه و جلولا، سرتاسر سرزمین حاصلخیز و ثروتمند سواد به تصرف آنان درآمد. با توجه به اینکه این سرزمین با جنگ گشوده شده بود، تمام اموال و املاک آنجا به عنوان غنیمت به جنگجویان مسلمان تعلق میگرفت؛ اما عُمر، خلیفۀ دوم، پس از مشورت با علی (ع) و برخی دیگر از صحابه، از تقسیم املاک مذکور خودداری کرد. به دستور او، دهقانان و کشاورزانِ آن سرزمین امان یافتند و به آنان اجازه داده شد که همچون گذشته بر روی زمینهای آنجا کشاورزی کنند و در مقابل به مسلمانان جزیه و خراج دهند.
با راهنمایی دبیر دربارۀ علل و آثار نظامی و اقتصادی این تصمیم خلیفۀ دوم، بحث و گفتوگو کنید.
بیانگر قدرت ایمان، اعتقاد و روحیه جنگجویی اعراب است که در گذشته امیال مادی انگیزه جنگ آنها بود. ولی در زمان مثنی هدف اشاعه آیین اسلام بر مبنای اعتقادات دینی بود.
پیروزی اعراب مسلمان در جنگ نهاوند سرنوشت حکومت ساسانی را قطعی کرد (21 ق). فاتحان، این پیروزی را فتح الفتوح نامیدند. به دنبال آن، سپاهیان مسلمان از هر سوی به داخل ایران پیش تاختند و تا دوران خلافت عثمان، بیشتر شهرها و ولایات مختلف را یکی پس از دیگری به جنگ و یا صلح گشودند.
ساکنان برخی شهرها و مناطق ایران مانند همدان، ری، فارس و به خصوص شهر استخر که خاستگاه خاندان ساسانی بود، بارها بر اعراب شوریدند، اما از آنجایی که میان این شورشها هماهنگی وجود نداشت، اعراب موفق به سرکوب آنها شدند.
فعالیت 2: بررسی شواهد و مدارک؛ صلحنامهها (صفحه 83 کتاب درسی)
صلحنامههای میان ایرانیان و اعراب، حاوی نکات مهمی درباره چگونگی فتح ایران و برخوردهای فاتحان و مغلوبان است. قسمتهایی از چند صلحنامه را به دقت بخوانید و به پرسشهای مربوط به آنها، پاسخ دهید.
صلحنامهٔ نهاوند: «[فرمانده سپاه عرب] جانها و مالها و زمینهایشان را امان میدهد که کسی دینشان را تغییر ندهد و از انجام ترتیبات دینشان منع نکند، مادام که هر سال به عامل خویش جزیه دهند. مادام که رهمانده را رهنمایی کنند، راهها را اصلاح کنند و هرکس از سپاه مسلمانان را که به آنها گذر کند [یک شبانهروز] مهمان کنند و مادام که نیکخواهی کنند. اگر خیانت کردند، ذمهٔ ما از آنها بری باشد» (طبری، تاریخ طبری، ج 5، ص 1960).
صلحنامهٔ ری: «[یکی از بزرگان شهر] پانصد هزار درهم بداد تا تازیان کسی از ایشان را نکشند و به اسیری نبرند و آتشکدهای را ویران نکنند، و نیز خواستند که مقدار خراج ایشان برابر خراج اهل نهاوند باشد» (بلاذری، فتو حالبلدان، ص 120).
صلحنامهٔ آذربایجان: «مرزبان بر همه آذربایجان از حُذَیفة بن یمَان [فرمانده سپاه مسلمانان] طلب صلح کرد و بر آن شد که هشتصد هزار درهم بپردازد به آن شرط که حذیفه کسی را نکشد یا به اسیری نگیرد و آتشکدهای را ویران نسازد. اهل شیز را از پایکوبی در روزهای عید و انجام مراسم دیگر باز ندارد» (همان، ص 163).
الف) تعهدات ایرانیان و اعراب مسلمان را در این دو قرارداد صلح فهرست کنید.
1- در امان ماندن جانها و مالها و زمینهایشان 2- تغییر ندادن دینشان و ترتیبات آنها تا زمانی که جزیه میدهند.3- اصلاح راهها تا زمانی که ره مانده را رهنمایی کنند 4- مهمان کردن سپاهیان مسلمان تا زمانی که نیک خواهی کنند 5- ندادن ذمه در زمانی که سپاهیان خیانت کنند. 6- پرداخت پانصد هزار درهم از طرف بزرگان شهر به اعراب برای جلوگیری از کشتن، اسیری و ویران کردن آتشکدهها 7- مساوی بودن خراج ری با شهر نهاوند 8- پرداخت هشت صد هزار درهم به فرمانده سپاه مسلمانان برای جلوگیری از کشتن، اسیری و ویران کردن آتشکدهها 9- جلوگیری نکردن از پایکوبی در روزهای عید و انجام مراسم دیگر توسط اهالی شیز.
ب) تعهدات اعراب مسلمان در این صلحنامهها، دلالت بر چه مسائلی دارد؟
مفاد عهدنامهها به خصوص عهدنامههای نخستین، سادگی و بیتکلفی مسلمانان را در برخورد با ایرانیان نشان میدهد که تا حد زیادی ناشی از تاثیر سیره پیامبر اکرم و عطوفت قوانین اسلام در برخورد با دشمنان است. بررسی صلحنامهها میتواند ما را از بسیاری از مسائل اجتماعی، همچون روحیه مردم در مقابل مسلمانان و علل تسلیم شدن ایرانیان، آگاه نماید. نکته جالب توجه آنکه در این موارد مسلمانان نخواستهاند همانند دیگر قدرتمندان پیروز عمل نموده و با زور همه اموال نقاط تسلیم شده را تصاحب نمایند، بلکه سعی کردهاند از چارچوب قرارداد فراتر نرفته و خواسته مورد نظر را بهطور کامل در متن قرارداد بگنجانند. دقت در اینگونه موارد میتواند حساسیتهای مردم نقاط فتح شده را نسبت به رعایت آیینهای مذهبی و عادی خود، روشن سازد.
دو قرن حکومت اعراب بر ایران
الف) عصر خلفای نخستین
پس از فتح هر شهر و منطقه توسط اعراب مسلمان، به فرمان خلیفه، فردی از میان فرماندهان سپاه، سران قبیلهها و یا صحابه به حکومت آنجا منصوب میشد. از آنجا که اعراب تجربهٔ چندانی در کشورداری نداشتند، ادارهٔ امور دیوانی، همچون گذشته در اختیار ایرانیان باقی ماند. محاسبه و دریافت مالیاتها همچنان توسط دبیران و دهقانان ایرانی انجام میگرفت. دفترهای دیوانی مثل گذشته به خط و زبان پهلوی نوشته میشد و سکههای ضرب شده توسط ساسانیان همچنان در گردش بود. به طور کلی، اعراب مسلمان تا زمانی که نافرمانی صورت نمیگرفت و قراردادهای صلح نقض نمیشد، در ادارهٔ امور شهرها و روستاها دخالتی نمیکردند.
ب) دورۀ خلافت امویان
در زمان حکومت بنیامیه، مناطق مختلف ایران تحت فرمان و نظارت والی عراق اداره میشد؛ البته در مواقعی نیز خلفای اموی در عزل و نصب حاکمان مناطق مهمی مانند خراسان و آذربایجان بهطور مستقیم دخالت میکردند. در آن دوره، حکومت شهرها و مناطق مختلف دنیای اسلامی از جمله ایران در انحصار کامل اشرافیت اموی و سران قبیلههای عربِ متحد آنان قرار داشت. زیاد بن اَبیه، پسرش عبیداللّه، حَجّاج بن یوسف ثَقفی و یوسف بن عُمر از جمله معروفترین والیان اموی بودند که بر عراق و ایران فرمان راندند و به ایرانیان، خواه مسلمان و خواه غیرمسلمان، ظلم زیادی کردند.
مهاجرت قبیلههای عرب به ایران در قرن اول، از جمله رویدادهایی است که آثار و نتایج سیاسی، اجتماعی و فرهنگی قابل توجهی بر جا گذاشت. این مهاجرتها از دوران فتوحات و به هدف تحکیم سلطهٔ مسلمانان بر ایران شروع شد و در دورهٔ امویان شدّت یافت؛ برای نمونه، در زمان معاویه 50 هزار مرد جنگی عرب که شمار آنان، به همراه اعضای خانواده، به چندصد هزار نفر میرسید، به داخل ایران کوچ کردند.
بحث و گفتوگو (صفحه 85 کتاب درسی)
با راهنمایی دبیر، موضوعهای زیر را به بحث بگذارید:
الف) چرا بیشتر مهاجران عرب جذب مناطق خراسان و سیستان شدند؟
ب) تداوم اختلافات کهن قحطانی و عدنانی در میان مهاجران، چه پیامدی برای خلافت امویان در ایران و به خصوص خراسان داشت؟
پ) مهاجرت گستردهٔ اعراب مسلمان به ایران از نظر اجتماعی و فرهنگی چه نتایجی میتوانست داشته باشد؟
بیشتر اعراب مهاجر با همان زندگی بَدَوی و خانه به دوشی در واحههای اطراف شهرها و روستاها مستقر شدند؛ تعدادی نیز در شهرها سکونت گزیدند و محلههایی خاص خود به وجود آوردند. مجاورت اعراب در ابتدا برای ایرانیان ناخوشایند بود و از این رو، در برخی جاها مانند قم، با آنان درگیر شدند و در مواردی دیگر ساکنان محلی، آن منطقه را ترک کردند. به تدریج شرایط مناسبی برای همزیستی مسالمت آمیز و همکاری میان ایرانیان با مهاجرانِ عرب، نخست در زمینهٔ تجارت و کشاورزی و سپس در زمینههای فرهنگی و اجتماعی به وجود آمد و کم کم مهاجران جذب فرهنگ ایرانی شدند.
پ) عصر خلافت عباسیان
با روی کار آمدن خاندان بنیعباس و انتقال مرکز خلافت از دمشق به بغداد، شرایط و اوضاع سیاسی و اجتماعی به نفع ایرانیان تغییر محسوسی یافت. برخی از سیاستمداران و دیوان سالاران ایرانی در حکومت عباسیان، به مناصب سیاسی و نظامی مهمی مانند وزارت، فرماندهی سپاه و حکومت شهرها و مناطق دسترسی پیدا کردند و از نفوذ و قدرت خود برای ترقی جایگاه ایران و ایرانیان در دستگاه خلافت استفاده کردند. با این حال، تداوم سلطهٔ اعراب بر ایران و برخی اقدامهای عباسیان، زمینهٔ ناخشنودی و مخالفت ایرانیان با خلافت عباسی را فراهم آورد.
جنبشهای ایرانیان در دو قرن نخست هجری
الف) جنبشهای دوران خلافت امویان
خلافت اموی در حقیقت یک دولت عربگرا بود و نسبت به غیر عربها، خشونت و نفرت خاصی نشان میداد و به تحقیر آنان میپرداخت. ایرانیان به خصوص مسلمانان ایرانی که موالی خوانده میشدند، در برابر رفتار تحقیرآمیز و قومگرایانه بنی امیه، در دو بُعد سیاسی - نظامی و اجتماعی - فرهنگی عکسالعمل نشان دادند و به مبارزه پرداختند.
1- جنبشهای سیاسی - نظامی
ایرانیان که از بیدادگری امویان نسبت به خود و اهل بیت رسول خدا به ستوه آمده بودند، از هر فرصتی برای مبارزه با خلافت بنیامیه و پیوستن به قیامهای ضد اموی استفاده کردند. در درس 6 این قیامها را که در نهایت به سقوط حکومت امویان انجامید، مطالعه و بررسی کردید.
2- جنبش اجتماعی - فرهنگی
در بُعد اجتماعی و فرهنگی، گروهی از اندیشمندان، شاعران و نویسندگان ایرانی با سیاست تعصب و تفاخرطلبی قومی و قبیلهای امویان به مخالفت برخاستند و با استناد به آیات قرآن و روایات پیامبر، بر برابری تمامی اقوام تأکید کردند. البته عدهای از آنان در این کار افراط کردند و از طریق مقایسه زندگی ایرانیان باستان با زندگی اعرابِ عصر جاهلیت، به تحقیر قوم عرب پرداختند. اینان به شُعوبیان معروف شدند. جنبش شُعوبی در دوره اول عباسیان نیز همچنان در عراق فعال بود.
ب) جنبشهای عصر خلافت عباسیان
گرچه خاندان بنیعباس با کوشش ایرانیان به حکومت رسیدند، اما تداوم سلطهٔ اعراب و برخی اقدامهای خلفای عباسی از قبیل قتل ابوسَلمهٔ خلّال و ابومسلم، نابودی خاندانهای برمکیان و سهل و سختگیری و ستم به شیعیان و اهلِ بیت پیامبر، نارضایتی و خشم مردم ایران را برانگیخت و زمینهساز قیامهای مختلفی در گوشه و کنار کشور شد. مهمترین آنها جنبشهایی بود که به خونخواهی ابومسلم و یا تکریم خاطرهٔ او صورت گرفت و برای سالهای متمادی عباسیان را به زحمت انداخت. رهبران این جنبشها دارای ترکیبی از عقاید دینی و فلسفی اسلامی و غیراسلامی مانند زرتشتی، مانوی و مزدکی بودند. هر چند این جنبشها سرکوب شدند، اما سلطهٔ خلفای عباسی را بر مناطق شرقی ایران، به ویژه خراسان، سست کردند و زمینهٔ مناسبی برای شکلگیری سلسلههای ایرانی در آن مناطق فراهم آورد.
| جنبش سنباد | سنباد یکی از سرداران زرتشتی ابومسلم و به قولی نایب او بود، که پس از قتل ابومسلم به دست منصور، خلیفۀ عباسی (137 ق)، به خونخواهی او در نیشابور قیام کرد. این قیام، کوتاه ولی خونین و هولناک بود. عدۀ زیادی از پیروان ادیان و مذاهب مختلف در خراسان، ری و طبرستان به دور او گرد آمدند. سنباد به سرعت نیشابور، قومس، ری و قزوین را گرفت؛ ولی در جنگ با سپاه عباسی شکست خورد و اندکی بعد به دست اسپهبد طبرستان کشته شد. دستهای از هواداران سنباد، پس از مرگش به وی وفادار ماندند. |
| جنبش اسحاق تُرک |
اسحاق ترک یکی از داعیان ابومسلم و شخصیتی برجسته در میان سیاه جامگان بود و چون در میان ترکان ماوراءالنهر فعالیت میکرد، به اسحاق ترک معروف شد. وی مردم را به ابومسلم دعوت میکرد و مدعی بود که ابومسلم، فرستادۀ زرتشت است، نمرده؛ در کوههای ری مقیم است و در وقت معین خروج خواهد کرد. وی تنها به دعوت اکتفا کرد و هیچ گونه رویارویی میان او و پیروانش با مأموران خلافت روی نداد. |
| جنبش استادسیس |
یکی از گستردهترین جنبشهایی که با خاطرۀ ابومسلم گره خورده، جنبش استادسیس در بادغیس خراسان بود که حدود سال 150 ق آغاز شد. با شروع جنبش استادسیس، گروههای زیادی از مردم با بیل، پارو و تبر با او همراه و هم داستان شدند. دامنۀ جنبش او به سیستان نیز سرایت کرد. استادسیس، با شکست عاملان خلافت، بر بسیاری از شهرها و مناطق خراسان دست یافت و بر سپاهیان عباسی در چند جنگ پیروز شد، اما سرانجام از سپاه خلیفه شکست خورد (151 ق) و در اسارت کشته شد. جنبش استادسیس هم صبغۀ دینی داشت. گفته شده است که او ادعای پیغمبری داشت و خود را یکی از موعودهای زرتشت میشمرد که به اعتقاد زرتشتیان پس از هر هزاره ظهور میکنند. |
| جنبش مُقَنَّع |
مقنع که از سرهنگان ابومسلم بود به تناسخ گرایید و مدعی شد روح خدا در جسم ابومسلم و روح ابومسلم در جسم او (مقنع) حلول کرده است. یاران او که بیشتر از روستاییان و موالی ماوراءالنهر و خراسان بودند، برای نشان دادن مخالفت خود با عباسیان، لباس سفید به تن کردند و به سپیدجامگان معروف شدند. جنبش دینی - سیاسی مقنع حدود چهارده سال در ماوراءالنهر عاملان خلافت را به خود مشغول کرد و سرانجام با ناپدید شدن رهبر جنبش در قلعهای که محاصره شده بود، به پایان رسید (163 ق). |
| جنبش بابک | جنبش بابک خرمدین یکی از بزرگترین جنبشهایی بود که در پیوند با نام و خاطرۀ ابومسلم آغاز شد و سالهای طولانی مایۀ وحشت خلیفۀ بغداد شد. خرمدینان، به رهبری بابک، قلعهای مستحکم را در آذربایجان پایگاه خود قرار دادند و با نیروهای خلافت عباسی و عاملانش به مبارزه پرداختند. خرمدینان که گرایش مزدکی داشتند، مرگ ابومسلم را انکار میکردند و معتقد بودند که ابومسلم بازخواهد گشت تا عدالت را در جهان برقرار کند. این جنبش سرانجام توسط افشین، سردار ایرانی که به فرمان معتصم خلیفۀ عباسی مأمور جنگ با بابک شده بود، از میان برداشته شد. بابک که به اسارت درآمده بود، در بغداد به طرز بیرحمانهای کشته شد (223 ق). |
فعالیت 3 (صفحه 86 کتاب درسی)
مطالب جدول بالا را به دقت بخوانید و پاسخ پرسشهای زیر را از آن استخراج و استنباط کنید.
1- از نظر دینی و مذهبی، جنبشهای مذکور چه وجه مشترکی داشتند؟ رهبران این جنبشها دارای ترکیبی از عقاید دینی و فلسفی اسلامی و غیراسلامی مانند زرتشتی، مانوی و مزدکی بودند.
2- به لحاظ سیاسی، نکتهٔ مشترک جنبشهای فوق چیست؟ خونخواهی ابومسلم و تکریم خاطره او.
اسلامپذیریِ ایرانیان
فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحه 87 کتاب درسی)
صلحنامههایی که میان ایرانیان و اعراب مسلمان در جریان فتح ایران منعقد شد، حاوی چه شواهدی دربارۀ روند اسلامپذیری مردم ایران هستند؟
اولاً اکثر قریب به اتفاق نواحی ایران در آغاز حمله، در مقابل مسلمانان ایستادگی کردند و ثانیاً بعد از عدم توان مقابله با مسلمانان، اسلام را نپذیرفتند، بلکه به جای اسلام آوردن حاضر به پرداخت جزیه شدند و در سالهای بعد بود که به علل مختلف به تدریج رو به اسلام آوردند.
روند اسلام آوردن مردم ایران
شواهد و مستندات تاریخی دلالت بر آن دارد که روند اسلامپذیریِ ایرانیان تدریجی بوده است. اگر چه بیشتر شهرها و مناطق ایران در کمتر از 20 سال به تسخیر اعراب مسلمان درآمد، اما روند پذیرش اسلام، چندین قرن به طول انجامید.
از اشارههای کوتاه منابع تاریخی میتوان فهمید که در خلال فتح ایران، عده کمی از ایرانیان به اسلام گرویدند. تعدادی از دهقانان و دیگر بزرگان محلی و دستههایی از جنگاوران، از جمله گروههایی بودند که در جریان فتح ایران مسلمان شدند؛ برای نمونه، در جنگ قادسیه، دستهای از سپاه ساسانیان به دین اسلام درآمدند و به اعراب پیوستند. ساکنان شهر پادگانِ قزوین نیز همگی یکجا مسلمان شدند. در دوران خلافت بنیامیه نیز روند پذیرش اسلام در ایران کنُد بود. رفتار غیراسلامی برخی از حاکمان اموی، محدودیتها و موانعی را بر سر راه گروش به اسلام ایجاد کرد. قرار دادن مسلمانان غیرعرب در ردیف موالی و محروم کردن آنان از پارهای حقوق اجتماعی و نیز گرفتن جزیه از نومسلمانان، از جملهٔ این رفتارهای ناصواب بود.
به دنبال بهبود موقعیت سیاسی و اجتماعی ایرانیان در عصر خلافت عباسیان، گرایش به اسلام در ایران شتاب گرفت و سرانجام با روی کار آمدن سلسلههای ایرانی در گوشه و کنار ایران، بیشتر ایرانیان مسلمان شدند.
فعالیت 4: بررسی شواهد و مدارک (صفحه 87 کتاب درسی)
متن زیر را بخوانید و توضیح دهید که چه برداشتی از آن دربارهٔ روند مسلمان شدن ایرانیان در فارس دارید.
شواهد و مستندات تاریخی دلالت بر آن دارد که روند گروش ایرانیان به اسلام تدریجی بوده است. اگرچه بیشتر شهرها و مناطق ایران در کمتر از 20 سال به تسخیر اعراب مسلمان درآمد، اما روند پذیرش اسلام، چندین قرن به طول انجامید. از اشارههای کوتاه منابع تاریخی میتوان فهمید که در خلال فتح ایران، عده کمی از ایرانیان به اسلام گرویدند. منطقه فارس به علت اینکه از مراکز مهم ایران باستان بود و در دورههای هخامنشی و ساسانیان از مراکز مهم این دو دولت محسوب میشد، روند گرایش به اسلام بین مردم این سرزمین بسیار کند بود. به طوری که هنوز در قرن چهارم پیروان دین زردشتی و سایر ادیان دیگر مثل مسیحیان و یهودیان هنوز بر آیین خود بودند.
ابواسحاق ابراهیم بن محمد اصطخری (استخری) (د 346 ق) از مردم استخر فارس در کتاب جغرافیایی مسالک و ممالک در خصوص دین مردم فارس مینویسد: «در پارس گبرکان (زرتشتیان) و ترساآن (مسیحیان) و جُهودان (یهودیان) باشند، و غلبه گبرکان دارند. و جهودان اندکی باشند، و کتابهای گبرکان و آتشکدهها و آداب گبرکی هنوز در میان پارسیان هست. و به هیچ ولایت اسلام چندان گبر نباشد کی در ولایت پارس - کی دار مُلک ایشان بودست» (اصطخری، مسالک و ممالک، ص 121)
عوامل مؤثر در اسلام آوردن مردم ایران
الف) اسلام دینی جهانی است و تمام مردم جهان مخاطب آن به شمار میروند. پیام برادری و برابری اسلام و سادگی مناسک و آداب اسلامی، از جمله جذابیتهای این دین برای ایرانیان بود.
ب) ساکنان ایران، خواه زرتشتی و خواه مسیحی و یهودی، یکتاپرست و معتقد به بهشت و جهنم و ظهور منجی بودند؛ بنابراین، درک و پذیرش جهانبینی توحیدی و پیام مکتب اسلام، برای آنان چندان دشوار و ناخوشایند نبود.
پ) مهاجرت گستردهٔ اعراب مسلمان به ایران، زمینهساز آشنایی تدریجی ایرانیان با اسلام و گرویدن به آن شد.
سادات علوی و شیعیانی که برای نجات از ظلم امویان و عباسیان به میهن ما پناه آوردند، نقش مهمی در این زمینه داشتند. ساکنان شهر قم و نیز شمار زیادی از مردم مازندران و گیلان، در نتیجهٔ مهاجرت گروهی از شیعیان و علویان به دیار آنان، با اسلام آشنا و مسلمان شدند. حضور امام رضا (ع) و امامزادگان در ایران نیز بر توجه و گرایش اجداد ما به اسلام تأثیر داشت.
پرسشهای نمونه (صفحه 88 کتاب درسی)
1- زمینههای سیاسی شکست حکومت ساسانیان از اعراب مسلمان را شرح دهید.
هم زمان با ظهور اسلام، وضعیت سیاسی ایران چندان مناسب نبود؛ زیرا حکومت 400 سالهی ساسانی از یک سو، بر اثر جنگهای طولانی و پرخرج با روم در غرب و نبردهای پیدرپی با اقوام بیابانگرد در مرزهای شرقی و از سوی دیگر به سبب اختلاف و نزاع بزرگان و اشراف دچار فرسودگی و ضعف شده بود. به گونهای که پس از خسرو پرویز در مدت کوتاهی بیش از ده تن به تخت شاهی نشستند.
2- روند فتح ایران پس از جنگ نهاوند، چگونه پیش رفت؟
به دنبال پیروزی اعراب مسلمان در نبرد نهاوند، سپاهیان مسلمان از هر سوی به داخل ایران پیش تاختند و تا دوران خلافت عثمان، بیشتر شهرها و ولایات مختلف را یکی پس از دیگری به جنگ و یا صلح گشودند ساکنان برخی شهرها و مناطق ایران مانند همدان، ری، فارس و به خصوص شهر استخر که خاستگاه خاندان ساسانی بود، بارها بر اعراب شوریدند، اما از آنجایی که میان این شورشها هماهنگی وجود نداشت، اعراب موفق به سرکوب آنها شدند.
3- علل جنبشهای اجتماعی و سیاسی ایرانیان را در دوران خلافت امویان توضیح دهید.
ایرانیان که از بیدادگری امویان نسبت به خود و اهل بیت رسول خدا به ستوه آمده بودند، از هر فرصتی برای مبارزه با خلافت بنی امیه و پیوستن به قیامهای ضد اموی استفاده کردند. در بُعد اجتماعی و فرهنگی، گروهی از اندیشمندان، شاعران و نویسندگان ایرانی با سیاست تعصب و تفاخرطلبی قومی و قبیلهای امویان به مخالفت برخاستند و با استناد به آیات قرآن و روایات پیامبر، بر برابری تمامی اقوام تأکید میکردند.
4- چرا روند اسلامپذیری ایرانیان در سدۀ نخست هجری کُند بود؟
1- رفتار غیر اسلامی برخی از حاکمان اموی، محدودیتها و موانعی را بر سر راه گروش به اسلام ایجاد کرد. 2- قرار دادن مسلمانان غیرعرب در ردیف موالی و محروم کردن آنان از پارهای حقوق اجتماعی 3- گرفتن جزیه از نومسلمانان.
5- منابع تاریخی را که در این درس به آنها استناد شده است، فهرست کنید. 1- تاریخ طبری 2- فتوح البلدان بلاذری 3- مسالک و ممالک اصطخری
6- نمودار خط زمان دو قرن اول هجری را ترسیم کنید و رویدادهایی را که در این درس به آنها اشاره شده است، بر روی آن نشان دهید.
1- 13 هجری: جنگ پل
2- 14 هجری: جنگ قادسیه
3- 16 هجری فتح تیسفون و جنگ جلولا
4- 21 هجری: جنگ نهاوند